مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
34
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - حضرت فرمود : مراد از والدين حسن وحسين عليهما السلام [ هستند ] . آن كسى كه حمل ووضع أو از روى كراهت بود ، حضرت امام حسين عليه السلام است ، زيرا كه حق تعالى بشارت داد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را به ولادت حسين وبه آن كه امامت فرزندان أو خواهد بود تا روز قيامت . پس خبر داد آن حضرت را به آنچه خواهد رسيد به حضرت امام حسين عليه السلام وبه فرزندان أو . در عوض اين مقرّر فرمود كه امامت در فرزندان أو باشد ؛ خبر داد كه حضرت امام حسين عليه السلام كشته خواهد شد ؛ حق تعالى اورا در رجعت به دنيا برخواهد گردانيد ؛ يارى خواهد كرد اورا تا دشمنان خود را بكشد ؛ أو را پادشاه جميع روى زمين گرداند ؛ چنانچه حق تعالى فرموده است كه : « ونريد أن نمنّ على الّذين استضعفوا في الأرض ونجعلهم أئمّة ونجعلهم الوارثين » 1 يعنى : « مىخواهيم كه منّت گذاريم بر آنها كه ضعيف گردانيدهاند ايشان را در زمين وبگردانيم ايشان را امامان وبگردانيم ايشان را وارثان زمين . » باز فرموده است كه : « ولقد كتبنا في الزّبور من بعد الذّكر أنّ الأرض يرثها عبادي الصّالحون » 2 . يعنى : « به تحقيق كه ما نوشتيم در « زبور » بعد از « تورات » آن كه زمين را به ميراث خواهند برد بندگان شايستهء من . » پس حضرت فرمود : « بشارت داد خدا پيغمبرش را كه أهل بيت أو پادشاه زمين خواهند شد به دنيا رجعت خواهند كرد ودشمنان خود را خواهند كشت . » پس حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم فاطمه عليها السلام را خبر داد به ولادت حسين عليه السلام وشهيد شدن أو . پس حامله شد به أو با كراهت . پس حضرت فرمود كه : « هرگز ديدهاى كسى را كه بشارت دهند اورا به پسرى وحامله شود به أو با كراهت ؛ يعنى : أو مغموم شد وكراهت داشت از أو ، به سبب شنيدن قتل أو ودر وقت وضع حمل نيز كراهت داشت به سبب اين . » ميان ولادت امام حسن عليه السلام وحامله شدن امام حسين عليه السلام به قدر يك طُهر فاصله بود . امام حسين عليه السلام در شكم مادر شش ماه ماند ومدت شير خوردنش بيست وچهار ماه بود . براي اين حق تعالى فرموده است كه : « مدت حمل أو وبازگرفتن أو از شير سى ماه بود . 1 . سورهء قصص / آيهء 5 . 2 . سورهء أنبياء / آيهء 105 . مجلسي ، جلاء العيون ، / 479 - 480 [ ابن قولويه ] به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده است كه روزى جبرئيل بر حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم نازل شد وگفت : « السلام عليك يا محمد ! آيا مىخواهى تورا بشارت دهم به پسرى كه أمت تو بعد از تو اورا شهيد خواهند كرد ؟ » حضرت فرمود : « مرا حاجتي نيست به چنين پسرى . » پس جبرئيل به آسمان رفت وبازگشت واين بشارت را آورد . حضرت همان جواب را فرمود وباز به آسمان رفت ودر مرتبهء سوم همان بشارت را آورد . چون حضرت فرمود : « مرا حاجتي به أو نيست . » گفت : « پروردگار تو مىفرمايد كه وصايت وامامت را در فرزندان أو قرار دادهام . » حضرت فرمود : « راضى شدم »